در آن هنگامه ها مردی غمین با چشم تر هر شب

به کور نور در غار حرا میرفت

همه شب با غمی سنگین

به بال مرغ اندیشه

لبش خاموش بود ولی سر و پایش پر فریاد

به فریاد خدایی تا دل بی انتها میرفت

تنی لرزان دلی ترسان

و بیم از حق تعالی داشت

و در آن غار تنهایی روایی روشن از کروبیان عرش اعلا داشت!!!

سائل درمانده ناامید نگردد ، گر که بکوبد در سرای محمد (ص) ، ای که ندای اذان

رسید به گوشت ، هان که به گوشت رسد ندای محمد (ص).

مبعث رسول اکرم بر همه مسلمانان جهان مبارکباد.

مقالات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *